خرید بک لینک

از جلو خونع عموحسین رد شدیم مانی گفت اینجا خونه عموحسینه

برچسب: نویسنده: یلدا اسدی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 11:14

با مانی رفته بودیم مراسم شیر خوارگان حسینی تو مزارشهدای گمنام تعزیه داشتن،شمشیر و نیزه داشتن برگشتیم مانی به امین گفت آقاهه تفنگ داشت

برچسب: نویسنده: یلدا اسدی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 11:14

یه پست سکشن مشکوک به امبولی تو پست بستری بودسی تی آنژیو شد ،روز اول گفتن فردا میخونیمفرداش گفتن پسفردابه مهدیه گفتم میشه بخونیش؟گفت عصر میخونم۱۱:۴۵ شب پیام داد نرمالهرفتم بالاسرمریض،خواب بودصداش کردم خانم فلانی جواب نداددوباره یواش گفتم جواب ندادبارسوم دیگه برگشتم برم از اتاقش بیرون، ولی گفتم سارهبیدارشدگفتم اسم کوچیکتو صدا زدم شاید متوحه شی،سی تی نرماله شکرخداگفت خداروشکر

برچسب: نویسنده: یلدا اسدی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 11:14

مانی روزی دهها بار پله ها رو بالا پایین میره مادرشوکت بعش میگه انقدر پله ها رو نرو بالا پایین،پاهای چوب کبریتت درد میگیره پسرم

برچسب: نویسنده: یلدا اسدی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 19:47

مانی از پایین داد میزد مامان شوکت جوابی نمیومد گفت مامان شوکت صدامو میشنوی؟

برچسب: نویسنده: یلدا اسدی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 19:47

رُبما یُساق إليك قدرٌ منَ اللّٰه...

خیرٌ من کل أحلامك

شايد تقديرى از سوى خداوند به سمت تو رانده شود،

كه از همه ی آرزوهايت بهتر باشد

از کانال رو حانی

برچسب: نویسنده: یلدا اسدی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 19:47

صفحه بندی